خرید بک لینک

نوشتة يكي از خوانندگان :

آن چه در دين به طور کلي واجب است دوري از بدي ها و انجام و اشاعه نيکي هاست. براي انجام نيکي ها بايد موانع آن را کنار زد و براي پرهيز از بدي ها مي بايست هوس ها و مشوق هاي آن را از خويش دور نمود.
 دليل اصرار به گناه در افراد مختلف متفاوت است. مثلاً در يکي جاه طلبي است و چاره آن بيشتر بخشش کردن و فهميدن مفهوم آرامش در کنار آسايش مي باشد. ريشه بيشتر گناهان حس پليد خودپرستي است و درمان آن عشق به همنوع و ديگرخواهي مي تواند باشد. در ميان اين همه ، عده اي هم به خاطر شکم پرستي دست به گناهاني مي زنند ، مانند دروغ ، کم فروشي ، خوردن مال يتيم ، شهوت پرستي ، حرص و آز و... شايد بتوان ادعا کرد گذشتن از شکم ، ابتدايي ترين مرحله براي دوري از خودخواهي و گرايش به ديگر خواهي است. روزه گرفتن براي اين افراد ، در صورتي که اصولي و همراه با کنترل دائمي خوراک باشد ، چاره ساز است. ضمن اين که بايد دائمي و نه موسمي باشد تا ملکة ذهن گردد.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 22:00

تا سي و چند سال پيش از اين ، بازرگانان ايران ، از برگزيده ترين تيره هاي ايران شمرده ميشدند. زيرا با پيشاني باز پول بدست مي آوردند و با پيشاني باز بكار مي بردند ، به كمچيزان و درماندگان دستگيريها مي نمودند ، بكارهاي تاريخي نيكي از ساختن پل و در آوردن چشمه و مانند اينها مي پرداختند.

 

در جنبش مشروطه نيز اينان مردانگي بسيار نمودند و رادمردانه پولهاي فراوان در راه جنبش بيرون ريختند. مشروطه بيش از همه با پول بازرگانان پيش رفته.

 

ليكن جاي افسوست كه امروز بازرگانان از نيكان شمرده نميشوند
، و در اين سالهاي آخر در نتيجة آزمندي و پولدوستي كه از خود نموده اند در ميان توده سخت بدنام شده اند. راستي را بيشتر آنان جز دربند پول نيستند و در اين باره پروا از كسي و چيزي نميدارند. از آنسوي دچار برخي لغزشهاي مهمي هستند كه آن ماية ديگري بزيانكاري آنان گرديده. من در اينجا از لغزشهاي آنان سخن ميرانم :

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:59

چنانكه از تبريز مي نويسند از چندي پيش ملايان تبريز نشستهايي دارند كه از پيمان و پرچم گفتگو مي كنند و گويا چنين گفته اند كه به پيمان پاسخ خواهند نوشت.

 

مي گويم : يك كار نيك همينست كه ميخواهند بكنيد. كسيكه يك سخني را نمي پذيرد راهش آنست كه با دليل بآن پاسخ دهد ، و ما نيز از آن نخواهيم رنجيد بلكه
خشنود خواهيم گرديد كه راه كار را پيدا كرده ايد.

 

اين كار در جاي خود ، ولي من ميخواهم در اينجا چند پرسش از شما بكنم كه باينها نيز پاسخ دهيد. اين پرسشها را از ديگران كرده ام ولي دوست ميدارم شما كه همشهريان من هستيد پيش افتيد و به اينها پاسخ دهيد. اينك پرسشها :

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:56

پايگاه : در روزنامة پرچم بجز نوشته هاي دارندة آن ، گفتارهايي ازخوانندگان نيز چاپ ميشده. برخي از آنها گواهي پاكدلانه ( شهادت صادقانه ) بوده و زير همان عنوان بچاپ رسيده ، برخي خود شاعر يا هوادار رمان بوده اند كه با خواندن نوشته هاي پيمان و پرچم تكان خورده به بيهودگي بلكه زيانمندي آن كارها پي برده دست برداشته اند و اينست سرگذشت خود را بنام هواداري از گفته هاي پرچم در اين زمينه نوشته اند
 كه زير عنوان « داوري توده » در روزنامه جا مي گرفته. جز اينها در زمينه هاي ديگري همچون بانوان ، نيكي و بدي ايلها ، خرابي وضع ادارات و علتهاي آن ، دادخواهي ستم كشيدگان ، سختي زندگاني ، خرده گيري به نوشته هاي پرچم ، خرافات و ديگر آلودگيهاي توده قلم زده اند.

در اين پست برخي از آنها را مي آوريم :

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:52

يكي از شگفتيها بايد شمرد كه مردمان معني خرد را نمي دانند و آنرا نمي شناسند. « خرد» چيست؟ خرد گرانمايه ترين گوهريست كه خدا بآدميان داده كه بدستياري آن نيك از بد ، راست از كج ، سود از زيان بازشناسند ، براهنمايي آن براستيها پي برند و معني درست جهان و زندگي را بدانند. ولي جاي افسوس است كه مردمان چنين گوهر گرانمايه اي را نميشناسند و از آن بهره مندي نميخواهند. داستان مردمان با اين رفتارشان داستان راهروانيست كه در تاريكي شب راه ميروند و يك چراغ تاباني را كه دارند بجاي بهره مندي از آن ، خاموشش ميسازند
 و يا با كهنه پاره هايي مي پوشانند كه جلو روشنائيش را گيرند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:51

نخست بايد بگويم كه از اظهار تأثر خودداري نمي توانم. زيرا اين خود ماية تأثر است كه در اين كشور بيشتر نويسندگان گذشته از آنكه دربند دليل نمي باشند از هيچگونه بيفرهنگي و زباندرازي نيز خودداري نمي نمايند. اين بارها رخداده كه كساني زير عنوان پاسخ بآقاي كسروي يا پاسخ پيمان و پرچم گفتارهايي نوشته اند ولي تنها چيزي كه در آن گفتارها نمي توان يافت پاسخ است. بلكه با ياوه و ناسزا صفحات اين نامه و آن نامه را مانند دلشان سياه گردانيده اند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:49

نگارش منوچهر عدل [از خوي] :

 

همانطوريكه در ايران يكعده اي بنام پيشوايان مذهب ، ما ايرانيان را به بداخلاقي و بدبختي سوق داده اند عده اي هم بنام شاعر و فيلسوف و صوفي ، صفات برجسته و عالي باستاني ما ايرانيان را از ريشه كندند!

 

در نتيجه (ادبيات) كه بايد با قلم تواناي نويسندگان خود روانهاي خشن و پست را باعلاترين درجة اخلاق برساند به پست ترين درجة اخلاقي امروزه رسانيده است.

 

امروز كه آقاي كسروي سر منشاء سستي و پراكندگي افكار ما را نتيجة مستقيم شاعران مي داند انصافاً نمي شود حكم كرد كه حق ندارند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:48

چندي است روزنامه هاي تهران از سختي زندگاني و كمي خواربار سخن ميرانند ولي ما بخاموشي گراييده ايم. چرا بخاموشي گراييده ايم؟..
براي آنكه در گفتن و نوشتن چندان اثري نمي بينيم. جنگ بزرگي در جهان پيش ميرود و دولتهاي نيرومند بزرگي با هم مي جنگند و صدمليونها سپاه بتكان آمده از شرق بغرب و از غرب بشرق ميروند و مي آيند ، و در اينميان يك تودة پراكنده و نيرو از دست داده اي در سر راه واقع شده پيداست كه لگدمال خواهد گرديد ، پيداست كه گزندها خواهد ديد. پيداست كه در سالي كه از آسمان باريده و از زمين روئيده بگرسنگي خواهد افتاد. اين نتيجة پراكندگي و درماندگي آنهاست.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:46

چندي پيش در روزنامة پرچم مقاله اي راجع بذم صوفيان و درويشان ديدم كه نام بعضي از بزرگان تصوف هم در آن تصريح شده بود و سبب شگفتي اينجانب گرديد كه چگونه دانشمندي مانند شما راضي ميشود در روزنامه اي كه بنام ايشان منتشر ميشود
 توهينها و نسبتهايي كه مبتني بر غرض و عدم تحقيق و غور ميباشد به بعضي اشخاص داده شود از اينرو لازم دانستم بدين وسيله تذكر دهم كه در ميان تمام سلاسل و فرقه ها بلكه احزاب مختلف سياسي و اجتماعي كساني يافت ميشوند كه اعمال و عقايدي را برخلاف اصول مرام خود دارا ميباشند و اگر بخواهيم روية آنانرا با اصول مرام مذهبي يا حزبي آنان تطبيق كنيم مي بينيم بكلي با يكديگر مباين است و البته در هر مورد براي تشخيص صحت و سقم يك مذهب بايد باصل مرام مراجعه كرد نه بروية اشخاص و مقيد بنام و لفظ نبايد بود بنابراين مقدمه براي صحت و سقم مرام مذهبي تصوف بايستي باساس آن كه دستورات بزرگان حقيقي آن است مراجعه نمود اينكه بعضي قلندران بكلاشي و گدايي و تنبلي و چرس و بنگ و كثافت مآبي عادت كرده و براي جامعه مضر ميباشند دليل اين نيست كه اساس مذهب تصوف باطل و مضر است چه تصوف دو جنبه قائل است يكي مادي و ديگري معنوي و براي هر يك از اين دو جنبه وظايفي معين نموده و مطابق دستور مولاي درويشان علي ابن ابيطالب كه فرمايد :

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:45

شرحي را كه در شمارة 209 پرچم زير عنوان « گفتگو با بهاييان» بچاپ رسانيدم ماية دل آزردگي برخي از بهائيان تهران گرديده و با زبان يكي از ياران « باوفا» چنين پيامي فرستاده اند :

 

« شما كه دعوي صلح كل مي كنيد بهر چه بما مي تازيد؟!.
 اگر منير ديوان نتوانسته پاسخي به پرسش شما دهد ما حاضريم پاسخ دهيم. شما بخانة ما بياييد و ما نيز دانشمندان خود را مي خوانيم تا با شما گفتگو كنند» اين پياميست كه فرستاده اند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:43

در اين گفتار روي سخن بجوانان و جوان انديشگان است و ميخواهم بگفتگويي دربارة رهايي ايران پردازم. ولي بايد نخست مقدمه اي ياد كنم :

 

ايرانيان چون سررشته را گم كرده اند انبوهي از آنان از نيروهاي طبيعي كه خدا بآنان داده بهره مندي نمي نمايند مثلاً « انديشه» يكي از نيروهاييست كه خدا بهر كس داده و از اين نيرو بهره هاي بسيار توان برداشت. ولي انبوه ايرانيان خود را از آن بي بهره گردانيده و تو گويي از بودن چنان نيرويي در كالبدشان آگاه نمي باشند. شما اگر در انجمني باشيد و بحال مردم دقت كنيد خواهيد ديد همينكه يكي بسخني مي پردازد ديگران بي آنكه نيك بفهمند و بينديشند بيدرنگ بپاسخ مي پردازند و هر يكي بپاسخ ديگري برميخيزد.

 

از سخت ترين كارها براي ايرانيان همينست كه يك موضوعي را بانديشه سپارند و زماني در پيرامون آن بينديشند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:42

در اين چند روز نامه هايي از شهرستانها رسيده و از من مي پرسند : بهر چه ادارة تبليغات اجازه ميدهد كه در راديو تعرض بپرچم و نوشته هايش كنند و كنايه بزنند؟!. از يك ادارة دولتي چه سزاست؟!. اساساً تعرض و كنايه يعني چه؟! ... همه ميدانند كه ما با شاعران بيهوده گو دشمنيم و دشمني خود را با دليلهاي بسيار آشكاره نوشته ايم. همين امسال بود كه چند گفتاري دربارة شعر و نيك و بد آن نوشتيم. سپس گفتارهايي دربارة خراباتيان ـ كه خيام و حافظ از ايشانند ـ نوشته زيان بدآموزيهاي آنها را با دليلهايي از شعرهاشان روشن گردانيديم. باز هم با آواز بلندي ميگوييم : اينها از كوردروني ، جهان باين آراستگي و شگفتي را هيچ و پوچ پنداشته اند ، از گستاخي و بيفرهنگي بجنگ آفريدگار رفته و ايرادها بآفرينش گرفته اند ، از بيخردي چنين دستور داده اند كه بايد انديشة گذشته نكرد و دربند آينده نبود و تنها دم را غنيمت دانست و زندگاني را با مستي و بي پروايي بسر برد.
 اينها چيزهاييست كه خودشان پياپي در شعرهاشان تكرار ميكنند و درخور انكار يا تأويل هم نيست.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:41

چند روز پيش در پرچم گفتاري دربارة صوفيگري بخامة آقاي رحيمي چاپ كرديم و اينك ميخواهيم در آن زمينه بيكرشته گفتارهاي ديگري پردازيم. اين نيز همچون شعر بايد دنبال گردد.

 

اگر ايرانيان توده اي بودند كه نيك و بد شناسند و سود و زيان بفهمند ما دربارة صوفيان بهيچ گفتاري نياز پيدا نمي كرديم.
 مگر درويشها و گل مولاها كه تا پانزده سال پيش در ايران بفراواني يافت مي شدند و با آن ريخت « بلعجايب» و رخت چرك آلود در جلو چشمهاي خودي و بيگانه نمودار ميگرديدند فراموش شده اند؟! ... مگر آموزاكهايي كه نتيجه اش اين هيكلهاي شوم بوده نياز بگفتگو دارد؟!.. راستي را بايد گفت : اين مردم چشم دارند و نمي بينند ، و گوش دارند و نمي شنوند و مغز دارند و نمي فهمند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:40

نوشتة يك بانو

در اين هنگام كه خامة تواناي نويسندة پرچم و پيمان با بيهوده گوئي شاعران نبرد ميكند بر ما بانوان نيز لازم استكه اظهار قدرداني نمائيم براي اينكه اولاً مردهاي ما را از پيروي خراباتيان كه نامرديهاي ديگري در بردارد باز ميدارد و آنان را بشاهراه زندگي و مردانگي رهبري ميكند. دوم آنكه شعرا با كمال بي پروايي و بدون اينكه از روي خواهر و مادر خود شرم كنند عنوانهاي قبيح ديگري دربارة زنان نموده اند.

 

مثلاً يكي از آنان ميگويد ( زن و اژدها هر دو در خاك به ) و گويندة بيخرد اين اندازه ندانسته كه اگر زن نبود او هم وجود خارجي پيدا نميكرد كه نان مفت بخورد و چنين ياوه اي بگويد و ديگري از آنان ميگويد :

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:37

1ـ فرهنگ چيست و براي چيست؟ ...

چنانكه خوانندگان ميدانند در چند شمارة پيش پرسشهايي از آقاي فرهشيد بچاپ رسانيده وعده داديم كه پاسخ آنها را سپس در سرگفتارها بنويسيم. اينك وعدة خود را بجا مي آوريم. چون چند تا از پرسشها دربارة « فرهنگ» بود ميخواهيم نخست بآن پردازيم و چون يك زمينة بسيار مهم و دامنه داريست بايد در چند شماره اين گفتگو را دنبال نمائيم :

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:36

آقـاي كســروي

شرحي در شمارة 179 در پيرامون جان و روان مرقوم داشته و از عقايد ماديون انتقاد فرموده بودند " در سرماي زمستان شما از خيابان ميگذريد و بينوائي را مي بينيد كه با يك پيراهن نازكي بيخ ديوار نشسته از سرما ميلرزد و شما دلتان سوخته پالتو را از دوش خود برداشته باو ميدهيد و اندكي گرم ميشود شما خوشحال ميگرديد. اينكار و مانند آن با خودخواهي چه سازشي دارد؟ " بنده كه يكي از خوانندگان پيمان و پرچم هستم و بتمام مطالب مطروحه در آن دو جريده اذعان و ايمان دارم در اين موضوع اختلاف عقيده دارم و معتقدم كه
 شوپنهاور و نيتچه بهتر بماهيت اين اشرف مخلوقات پي برده اند. چه انسان بيش از ساير جانداران خويشتن پرست و بيعاطفه ميباشد تنها چون استعداد تربيتش زياد است اگر برخلاف غريزة خودخواهي گاه گاه ندرتا ً اعمالي از وي سر ميزند در اثر تعليم و تلقين است يعني آنانكه مذهبي هستند بقصد معامله و سود ده برابر اخروي تجارت ميكند : من جاء باالحسنه فله عشر امثالها و اگر از تيپ متجددين باشند قهري است مطالعة كتابهاي اخلاقي و ستايش از اشخاص نيكوكار و تشويق بدستگيري از درماندگان خالي از تأثير نخواهد بود والا آنانكه از تلقين و تعليم بركنار بوده اند مي بينيم صفات درندگي را خيلي بيشتر از ددان و سباع دارا ميباشند. تاريخ نشان ميدهد مغولان در كشتن و سوختن و زدن و بردن شقاوت و بيرحمي را از حد گذرانيدند. امروزه نيز درميان بخشي از وحشيان آدمخواري مرسوم است و بدون آنكه كمترين ترحمي نسبت بفرد خود مرعي دارند پيكرش را پاره پاره نموده ميخورند و همچنين قوي از شكار خود سهمي بضعيف نميدهند اينست غالباً وحشيانِ ناتوان از گرسنگي در پيش چشم سيران ميميرند. از آنها بگذريم مگر چندي پيش عده اي از غارتگران قرن بيستم هموطنان خود را مورد تاخت و تاز قرار ندادند؟ مگر پستان زنان را نبريدند مگر اطفال و كودكانرا هدف تير نساختند؟[1] پس معلوم ميشود انسان بالفطره با ساير جانداران در حب الذات فرقي ندارد و اگر استثناءً برخلاف غريزة طبيعي حركتي نيكو از وي حادث شود جز نتيجة تلقين و تعليم نيست.

محمود عمـادي

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:35

از گفتارهاييكه در سه شمارة گذشته نوشتيم كساني پنداشته اند كه ما ميگوييم جنگ نباشد ، يا ميگوييم در زندگاني بجنگ نيازي نيست. چون گاهي چنين سخني گفته شده و در برخي كيشها نيز هست ، پنداشته اند ما نيز چنان ميگوييم. اين دو روزه برخي از ايشان پرسشهايي از من كرده و چنين خواسته اند كه ايرادهايي بگيرند.

 

مي گويم : ما نگفتيم جنگ نباشد ، نگفتيم در زندگاني بجنگ نياز نيست. سخن ما چيز ديگر بود و از جنگهاي بيهوده امروزي كه منطقي براي آنها نتوان پنداشت گفتگو ميكرديم و نكوهش مينموديم. اگر كساني ميخواهند انديشة ما را دربارة جنگ بدانند
 ما ميگوييم : « بايد جنگ را با بديها كـرد».

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:34

پايگاه : ما تاكنون تنها گفتارهايي را از پرچم آورديم كه به حال امروزي ايران بستگي دارد. اينست به گزارشهاي جنگ در آن روزنامه و ديگر گفتارها نيازي نديديم. ولي گفتار كنوني با آنكه دربارة جنگ جهاني دوم است ، چون زمينة ارجداريست در اينجا آن را مي آوريم. چنانكه در اين گفتار ديده مي شود در آن زمان مردم « چون نقصي در خود نمي شناختند اينست گناه را بگردن حوادث انداخته براي رهايي نيز چشم براه حوادث مي نشستند» و اينست به اخبار جنگ بيش از آنچه ارج داشته مي پرداختند. شوري در ايران بپا خاسته مردم سودهايي از رهگذر پيشآمدها براي خود در نظر داشتند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:32

تاكنون بارها روشن گردانيده ايم كه ما پرچم را براي چند مقصود بنياد نهاديم : يكي آنكه در اين هنگام آشفتگي جهان از هم ميهنان خود بركنار نباشيم و بتوانيم در زندگاني آنان براهنمايي پردازيم. ديگري اينكه برخي حقايق را كه مقصد اصلي ماست روشن گردانيم كه تاكنون هر دو رشته را يكسان پيش برده ايم ، و چون ديده ميشود يكدسته از خوانندگان از دور و نزديك بنوشته هاي روزنامه ـ بويژه ببخش حقايق ـ دلبستگي مينمايند اينك ميخواهيم يك گام ديگري در اينراه برداريم و يكرشتة ديگري از حقايق را روشن گردانيم و از همين شماره بآن مي پردازيم و چون در اين زمينه بتازگي « گفت و شنيدي» رخ داده و يك موضوعي در ضمن گفت و شنيد بهتر روشن ميگردد اينست همان را در اينجا نقل ميكنيم.

 

جواني بنزد من آمده چنين ميگويد : من سخنان شما را از زبان ديگران مي شنيدم و نميتوانستم بپذيرم. ولي در اين دو سه بار
  كه بنزد شما آمده ام و بسخنان شما گوش ميدهم چنان بر من مأنوس ميآيد كه توگويي از پيش آنها را ميدانستم و بي هيچ درنگي آنها را مي پذيرم. اكنون مقصودم آنستكه من چون تازه با گفتارهاي شما آشنا شده ام و فرصت آنكه همة نوشته هاتان بخوانم نيست ميخواهم اساس مقصود خود را شرح دهيد.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:31

خوانندگان از داستان هندوستان آگاهند. در هفته هاي گذشته اين سرزمين تاريخي بار ديگر جنبشي نشان داد و در اين گرماگرم جنگ نظر جهانيان را بخود جلب نموده. مهاتما گاندي ، آن پيشواي بنام هند ، بهمراهي حزب كنگره كه پديد آوردة خود اوست   [1] ، بار ديگر بكوششـهايي در راه استقلال هندوستان برخاستند ، و با يك زبان آشكاري از انگليسيان در خواست كردند كه هندوستان را بخود گزارند و از آنجا بيرون روند تاكنون درخواستي باين آشكاري از هندويان سر نزده بود. پيداست كه انگليسيان آنرا نپذيرفتند و آنها نيز پاسخ يكروية [= مستقيم] آشكاري دادند ، و چون گاندهي و پيروانش ، بشيوة خاص خود ، آمادة شورشهاي ناخونريزانه [= نافرماني مدني ، مقاومت منفي] شدند حكومت هندوستان [حكومت دست نشاندة انگليسي هند] فرصت نداده گاندهي و ديگر پيشروان را دستگير ساختند و ببند انداختند
و كنون هندوستان يك حال سر بسته اي پيدا كرده و همگي چشم بسوي آن دارند كه چه نتيجه پديد خواهد آمد. اينست فشارة پيشآمدهاي هندوستان در هفته هاي گذشته.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:30

1-

شبهاي آدينه و روزهاي آن كه كساني بنزد من مي آيند هميشه پرسشهايي ميكنند و پاسخهايي مي شنوند و من دوست ميدارم كه گاهي آنها را در نوشته هاي خود بياورم ، و اين خود راهي براي نزديكي انديشه هاست.

در آدينة گذشته دو تن بنزد من آمدند و چنين گفتند : " شما بارها در نوشته هاي خود نام «حقايق» را مي بريد و چنين ميگوييد كه همگي بايد حقايق را بپذيرند. ما ميخواهيم چند پرسشي از شما كنيم" :

1) آيا در جهان حقايقي هست؟.. بسياري از دانشمندان بحقايق قايل نيستند. ميگويند در جهان هرچه هست جز فريب نيست. ميگويند : هر كسيكه نيروي گويندگي و زبان شيوا دارد ميتواند مطالبي را بنام حقايق بقبولاند و جمعي را پيرو خود گرداند. نه اينكه راستي را حقايق باشد.

2) بر فرض آنكه حقايقي هست راه درك آنها چيست؟.. چگونه ميتوان حقيقت را شناخت؟..

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:29

چون در گفتارهاي گذشته نوشتيم كه ايرانيان و ديگر شرقيان بايد بخود تكاني دهند و بآلودگيهاي خود چاره كنند تا بتوانند با اروپائيان همسري نمايند ، برخي خوانندگان مقصودي را كه از اين جمله ها داشته ايم نفهميده بايرادهايي برخاسته اند اينست مي خواهيم مقصود را روشن گردانيم :

ما انديشة خود را دربارة اروپا بارها نوشته ايم. اروپاييان با آن پيشرفتي كه در زمينة دانشها و اختراعات كرده و جهان را بتكان آورده اند
 در زمينة « آيين زندگاني» و شناختن سود زيان و نيك و بد بسيار پس مانده اند. اين بكساني گران مي افتد كه يك تن در ايران باروپاي بآن شكوه و دستگاه ايراد ميگيرد و ميگويد اروپاييان « آيين زندگاني» نمي شناسند. ولي چه بايد كرد كه اين يك حقيقتي است و رنجش آنها نيز تأثيري نخواهد داشت. اروپا در راهيكه براي زندگاني پيش گرفته بكوچة بن بستي درآمده و ناگزير است از آنراه بازگردد.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:28

چند روز پيش دو تن بنزد من آمده اند و يكي بسخن پرداخته در ميان گفتگو چنين ميگويد :" سرگذشت ما نيز در پايان اين جنگ معلوم خواهد شد. كوشش ديگري فايده ندارد". آن يكي سرخود را بتصديق او تكان داده ميگويد : " آري بايد منتظر باشيم كه نتيجة اين جنگ چيست. شب آبستن است تا چه زايد سحر".

اين دو تن از كسانيند كه خود را دانا شمارده در كارهاي زندگاني داراي انديشه و عقيده ميباشند و اينان در نهان از كوششهايي كه ما در راه نيكي ايران بكار مي بريم خشنودي ندارند و اينست گاهي يك كدام بنزد من ميآيند و در ميان گفتگو تعرضهايي نمايند و سخنان كنايه آميزي گويند. اينها نيز مقصودشان جز تعرض و كنايه نبود.

از سوي ديگر اين راز درون ايشان است كه بهيچ كوششي در راه زندگاني توده اي و براي نگه داري كشور نياز نمي بينند و هميشه ميخواهند تماشاگر حوادث باشند و سودهايي براي خود از كوششهاي ديگران توقع دارند
، و خود جاي افسوس است كه اينگونه كسان درميان ايرانيان ـ نه كم ، بلكه بسيار مي باشند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:27

در هفتة گذشته خبري در روزنامه ها بچاپ رسيد كه مضمونش اين بود : اينكه در بعضي روزنامه ها از ناامني رضاييه نوشته بودند صحيح نيست. چنانكه مأمورين دولت گزارش داده اند در آنجا امنيت برقرار است.

اين خبر كه دولت بروزنامه ها داد يك پاسخي بايرادهاي ما بود. ما چون دربارة رضاييه بكابينة آقاي سهيلي ايراد گرفته فشار مي آورديم اينرا بجاي پاسخي بما بروزنامه ها فرستاده.

اگرچه اكنون كابينة آقاي سهيلي از ميان رفته و ديگر نبايد بآن اعتراضي نماييم و يا باين خبر ما نيز پاسخي نوشته بگوييم چنان امنيتي دروغست. ولي چون اين خبر طرز انديشة وزيران را دربارة كشور و معناييكه بامنيت ميدهند روشن مي سازد ميخواهيم در اينجا از آن سخن رانيم.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:25

چنانكه خوانندگان آگاهند همه ساله در ايران روز چهاردهم مرداد را بنام آنكه روز داده شدن مشروطه است عيد ميگيرند و در بهارستان جشن و پذيرائي باشكوهي انجام مي يابد و امسال نيز خواهد بود.

ما چون بمشروطه علاقه منديم و آنرا بهترين راه حكومت يا سررشته داري مي شماريم و تاكنون در اين زمينه كوششهاي بسيار كرده ايم اكنون نيز در اين جشن از شادي و خشنودي خودداري نخواهيم كرد و چنانكه آگاهي داده ايم شمارة فردا شمارة خاصي با عكسهاي پيشروان و سران مشروطه خواهي خواهد بود.

ولي در اينجا دو نكته اي هست يكي آنكه ما معني درست مشروطه را ميخواهيم. ما آنرا آرزومنديم كه بزودي يكروزي بيايد كه همة مردم ايران معني درست مشروطه را بدانند ، و مزايايي را كه اينگونه زندگاني ، اينگونه سررشته داري ، اينگونه كشورداري ، دارد بشناسند و خود شايستة چنان كشورداري گردند.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:24

يكي از خوانندگان پرچم نامه اي فرستاده و در آن پرسشهايي كرده كه از جمله مي نويسد : " آيا شما به نتيجة زحمات خود مطمئن هستيد؟!.. آيا اينمردم اصلاح خواهند شد؟!.."

ميگويم : من اگر بنتيجة زحمتهاي خود اطمينان نداشتم باين كوششها برنميخاستم. مرا باين كار هوس برنيانگيخته. نه سالست ما اين رنج را ميبريم و اگر از روي هوس بود تاكنون پايان مي يافت. بهوس كسي نه سال برنج سختي تاب نمي آورد. ما باين راه از روي بينش درآمده ايم و از روي بينش گام برميداريم و بنتيجة كار خود اطمينان داريم.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:23

چند روز پيش كسي تلفن كرده بي آنكه خود را بشناساند چنين ميگويد : " آيا ميتوانيم يك جمع ايراني از شما خواهش كنيم كه بيش از اين موضوع شعر را تعقيب نكنيد". گفتم يك جمعي نباشد و يكتن ايراني باشد پيش ما گراميست ولي در اين مورد بهتر است ما از آنان خواهش كنيم كه سخناني را كه با دليل مي نويسيم بپذيرند. ما كه بشاعران دشنام نمي دهيم ، دروغ نمي بنديم ، سخناني را با دليل مي نويسيم ، و اين براي رهايي ايرانيان از اين آلودگيهاست و ما خود هيچ غرضي نداريم. پس آنكسان بگويند كه چرا نمي پذيرند؟!. گفت : سخن شما راست است ولي
 يكدسته هستند كه علاقه بچند شاعري دارند ، و اينست نوشته هاي شما همچون نيشتر در دلهاي ايشان ريش ايجاد ميكند. گفتم : بهتر است بيايند باهم بنشينيم و گفتگو كنيم. با يك تأثر گوشي را گزاشت رفت.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:22

چون در شماره هاي اخير پرچم بارها نام « خراباتيان» و « خراباتيگري» برده شده ، ميخواهيم روشن گردانيم كه خراباتيان كه بودند و چه ميگفتند ، بيشتر مردم اينها را نميدانند.

نخست معني « خرابات» روشن گردانم : بايد دانست خرابات بمعني ميخانه و قمارخانه است و در فرهنگها نيز
 آنرا بهمين معني نوشته اند. همانا در زمانها پيش در شهرهاي اسلامي ميفروشي و قماربازي ممنوع بوده و كسي نمي توانسته در درون شهر ميخانه يا قمارخانه برپا كند. اينست كساني از زردشتيان و جهودان ميرفته اند و در بيرون شهر و درميان خرابه هاي آخر شهر جايي را بر ميگزيدند و در آنجا نهاني ميفروشي ميكرده اند. همچنين كساني در آنجا قمارخانه برپا مي نمودند. اينست « خرابات » نام ميخانه و قمارخانه گرديده.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:21

 1-

در ايران بسياري از كلمه هاست كه در زبانها ميگردد ولي اگر شما بپرسيد كمتر كسي معني آنها را ميداند. مثلاً كلمه هاي اخلاق ، دين ، تربيت ، ادبيات ، تمدن ، عرفان هميشه بر سر زبانهاست و پياپي در روزنامه ها درميان گفتارها تكرار ميشود. ولي شما اگر هر يكي را بگيريد ، و از هر كسيكه ميخواهيد بپرسيد خواهيد ديد معني درستي از آنها نفهميده و بشما شرح نميتواند داد ما بارها اينرا آزموده ايم.

مثلاً كلمة « اخلاق» را بگيريم. بارها آزموده ايم كه يك معناي روشن
و درستي از آن در مغزها نيست. بارها رخ داده كه كسي گفتاري در زمينة « اخلاق» نوشته و ستايشها از آن كرده ، و چون پرسيده ايم اخلاق چيست درمانده و پاسخي نتوانسته.

 

در چندي پيش جواني گفتاري آورد بدين عنوان " بايد اخلاق جامعه را تهذيب كرد". گفتم : اين سخنيست كه همه ميگويند. بايد ديد « اخلاق» چيست؟.. چه معنايي از آن خواسته ميشود؟.. در شگفت شد و گفت : " مگر معني اخلاق دانسته نيست؟!." گفتم : اگر دانسته است شما بگوييد.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:20

بارها شنيده ام كساني بمن نسبت ميدهند كه منكر ماشين هستم. همين اكنون نامه اي در پيشم است كه يكي مي نويسد : در فلان مجلس گفتگو از مضرات ماشين ميرفت من هم با عقيدة شما موافقت كردم.

من در شگفتم كه سخني را كه مي نويسم بيشتر از مردم نيك نمي خوانند و نيك نمي فهمند ، و بسياري از ايشان بگفته هاي من معنايي از پيش خود مي دهند. ما ناگزير شده ايم هر سخني را يكبار بنويسيم و يكبار هم در پيرامون آن شرحها داده بگوييم : مقصود ما فلانست و فلان نيست.

 

در آغاز جوانيم روزي در تبريز بسربازخانه رفتم ، ديدم يك سركرده اي بقزاقهاي سوار مشق ميدهد. ولي چون ايشان زبان فارسي نمي فهمند يكبار فرمان ميدهد و يكبار بتركي ترجمه ميكند. مثلاً فرمان ميدهد « بچپ !» و سپس ميگويد : « صولا !» اكنون كار ما بهمان صورت افتاده.

برچسب: نویسنده: رضا فرهيزش تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:19

صفحه بندی